پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١

فقه و هرمنوتيك از ديدگاه انديشمندان مسلمان
فرجی علیرضا

پانزدهمين كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي با حضور شخصيت‌هاي فرهنگي، دانشمندان، علما و مفتيان، اساتيد دانشگاه‌ها و مجامع علمي سي كشور اسلامي از ششم تا هشتم خردادماه در محل اجلاس سران برگزار شد.
حجت الاسلام «محسن الويري» دبير علمي اين كنفرانس در گفت‌وگوي اختصاصي با نشريه‌ي پگاه، هدف از برگزاري اين كنفرانس بين‌المللي را ايجاد زمينه‌هاي اتحاد و همبستگي جهان اسلام، همفكري علما و دانشمندان براي نزديك‌سازي ديدگاه‌هاي علمي، فرهنگي، فقهي، اصولي، كلامي، تفسيري و... و نيز بررسي مسايل و مشكلات مسلمانان و ارايه‌ي راه‌حل‌هاي مناسب و موضع‌گيري مشترك در برابر آنها دانست.
وي با اشاره به اين كه موضوع اصلي پانزدهمين كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي، پايبندي به اصول و پاسخ‌گويي به نيازهاي زمان در فقه مذاهب اسلامي است، خاطرنشان كرد: در اين همايش، اجتهاد و نقش آن در نوانديشي، پاسخ‌گويي اسلام به متغيرات اجتماعي، هرمنوتيك و نسبت آن با انديشه‌ي اسلامي بررسي شد.
در اين همايش «محمد رضا بندرچي» حقوقدان و استاد دانشگاه در سخناني با عنوان «عوامل و موانع رشد و پويايي فقه» گفت: سير تكاملي فقه در گذشته از شتاب مناسبي برخوردار بوده است كه تنها به زياد شدن حجم كتاب‌هاي فقهي و چندين برابر شدن باب‌ها و فروعات فقهي محدود نشده، بلكه رشد كيفي نيز داشته است، بطوري كه شيوه‌هاي استدلال، اجتهاد و استخراج احكام نيز تكامل يافته‌اند.
وي افزود: هر چند رشد كيفي فقه در گذشته سير يكساني نداشته است، اما فقهاي شيعه همپاي با زمان حركت كرده و به موضوعات بسياري كه براي امت اسلامي، پيش مي‌آمده، پاسخ مي‌دادند و راه‌حل‌هاي فقهي ارايه مي‌كردند. وي با اشاره به اين كه نوآوري برخي از فقهاي پيشين به معناي انقلاب در برخي باب‌هاي فقه بود، خاطرنشان كرد: علامه‌ي حلي پس از چندين قرن كه فقهاي شيعه فتوا به نجس بودن آب چاه به صرف ملاقات با نجاست مي‌دادند، با مطالعه‌ي دقيق آن، فتوا به نجس نبودن آن مي‌دهد كه تحول عظيمي در باب طهارت بوجود مي‌آيد. و بقيه‌ي فقها نيز در نسل‌هاي بعدي آن را تأييد مي‌كنند. وي با بيان اين كه در حال حاضر رشد كمّي و كيفي فقه و بالندگي و پويايي آن در حوزه‌هاي علميه در حد انتظار نيست، به نقل از شهيد مطهري تأكيد كرد: «رشته‌ي فقه هم، در مجرايي افتاده كه از صد سال پيش به اين طرف از تكامل باز ايستاده است.»
بندرچي گفت: بالندگي فقه؛ يعني اين كه بتواند پيشاپيش كاروان علم حركت كند و به مشكلات جهان اسلام در عرصه‌هاي حكومت، سياست، اقتصاد، فرهنگ و... پاسخ‌هاي شايسته ارايه كند.
وي افزود: هم‌چنين روش‌هاي استنباط احكام و روش‌هاي اجتهادي نيز، همواره نياز به تكامل دارند و نبايد تصور كرد كه راه‌هاي استنباط بهتر از گذشته وجود ندارد.
وي با بيان نگراني رهبر معظم انقلاب نسبت به وضعيت فقاهت به نقل از ايشان گفت: «فقه به زمينه‌هاي نوظهور گسترش پيدا نكرده، يا خيلي كم گسترش پيدا كرده است و خيلي از مسايل وجود دارد كه فقه بايد تكليف آنها را معلوم كند كه تاكنون چنين نكرده است.»
ايشان مهمترين موانع فقه پويا را گريز از رودررويي با مسايل روز، نارسايي كتاب‌هاي درسي، توجه بيش از اندازه به اصول و بحث‌هاي حاشيه‌اي مربوط و پرداختن به مباحث غير لازم فقه كه با مسايل زندگي روزمره بيگانه است، عنوان كرد.
وي استفاده از روش‌هاي جديد اجتهاد و استنباط، همفكري و تبادل آراي فقها، حاكميت روحيه و فضاي آزادانديشي در محيط‌هاي علمي حوزه، تخصصي كردن مسايل فقهي، آشنايي با علم حقوق، مكتب‌هاي حقوقي و فقه اهل سنت و آگاهي به شرايط زماني و موضوع‌شناسي را از ديگر عوامل رشد و بالندگي فقه در عصر حاضر دانست.
وي تصريح كرد: در حال حاضر حوزه‌هاي علميه با بسياري از مسايل فردي، اجتماعي و... رو به رو هستند كه هنوز بسياري از آنها بدون پاسخ مانده است.
در اين همايش دكتر «زكي الميلاد» انديشمند سوري، درباره‌ي «اجتهاد و بنياد مدرنيته در انديشه‌ي اسلامي» گفت: با وجود آن كه غرب تلاش كرده است تا مفهوم مدرنيته را به خود اختصاص دهد و شرق را متهم به تقليد و دنباله‌روي از آنان كند، اما مفهوم مدرنيسمي كه غرب مبتكر آن بوده است، شامل تجربه‌هاي تمدني تاريخ بشريت است.
وي اجتهاد را يكي از تجارب انحصاري تمدن اسلامي دانست و افزود: اسلام از طريق اجتهاد، بزرگترين دينِ مدرنيستي است؛ زيرا به «فرع» همان مشروعيتِ «اصل» را مي‌دهد و زمان و مكان و پيشرفت و تحول را به رسميت مي‌شناسد.
وي با بيان اين كه اجتهاد نقش انتقال انديشه‌ي اسلامي از حوزه‌ي تئوريك، به ميدان عمل را ايفا مي‌كند، تاكيد كرد: اجتهاد نه به روش دفعي و فوري، بلكه به شيوه‌اي تدريجي و طبق مقتضيات زمان و مكان به انديشه‌ي اسلامي تحقق عملي مي‌بخشد كه از آن مي‌توان به عنوان جوهر و روح مدرنيسم ياد كرد.
دكتر زكي‌الميلاد اعطاي نقش حداكثري به عقل و ارتقاي تلاش‌هاي فكري و پژوهشي در عرصه‌ي انديشه، مفاهيم، نظريات و احكام را مهمترين ويژگي اجتهاد و وجه تمايز اجتهاد با مدرنيته‌اي دانست كه دين و همه‌ي امور غيبي را كنار گذاشته است.
وي ايستادگي در برابر عناصر تحجر، تفكر سطحي، قشري نگري و كج انديشي را از علائم و نشانه‌هاي اجتهاد خواند كه ضمن ژرف انديشي در برخورد با نص، آن را پذيراي تغييرات زماني و مكاني مي‌يابد.
دكتر «عمار طالبي» رييس دانشگاه الجزاير در سخناني با عنوان «به سوي نوسازي و ساده سازي فقه اسلامي» گفت: از نظر واقعيت، مسايل جامعه‌ي اسلامي هر روز در حال تغيير روز افزون است و فقيه در برابر مشكلاتي قرار مي‌گيرد كه جامعه‌ي اسلامي را محاصره كرده است و بايد براي اين مسايل، معيارهايي كه مورد قبول همه قرار گيرد، ارايه شود.
وي با اشاره به اين كه فقيه بايد ضمن آشنايي كامل با زبان عربي، رابطه‌ي بين اصول و فقه را به درستي درك كند، افزود: نوسازي در فقه اسلامي به معناي نوسازي روش‌هاي اصولي براي تبديل اصول به فروع است كه برخي نيز معتقدند نوسازي بايد از فروع فقهي آغاز شود.
رييس دانشگاه الجزاير با بيان اين كه اگر واقعيت تغيير كند، حكم به واقعيت‌هاي جديد نمي‌تواند همان احكام قبلي باشد، تاكيد كرد: اجتهاد كهن نمي‌تواند در برخورد با واقعيت‌هاي امروزي مورد تاكيد قرار گيرد؛ چرا كه پاسخ‌گوي نيازهاي روز نيست و به متوقف شدن حركت انديشه مي‌انجامد. وي خاطرنشان كرد: نمي‌خواهيم و نبايد فقه اسلامي را از موضوعات حقوقي غرب اقتباس كنيم، اما با تطبيق حقوق اسلامي و غرب نيز مخالف نيستم و اين مساله به معناي تسليم شدن نيست.
وي بر حفظ اصالت شرعي در تجديد و نوسازي فقه تاكيد و يادآور شد: يكي از عناصر موثر در نوسازي شرايع «واقعيت» است، همانگونه كه فلاسفه‌ي قديم گفته‌اند: «صدور حكم در مورد چيزي، فرعي است برشناخت آن.»
«محمد رضا جواهري» استاد دانشگاه فردوسي در سخناني در خصوص دلايل ضرورت اجتهاد براساس قرآن و سنت، گفت: از آنجايي كه اسلام يك مكتب اجتهادپذير است، از صدر اسلام در فقه شيعه نيز باب اجتهاد باز بوده است، چرا كه يك فقه متكامل و پويا است.
وي با بيان اين كه اجتهاد، موتور حركت انقلاب اسلامي و فتواي حضرت امام(ره) بوده است، افزود: اجتهاد موجب مي‌شود كه انديشه‌ي اسلامي در قالب‌هاي ثابت، متحجر نشود و فهم مذهبي، قوانين و احكام ديني به صورت سنت‌هاي راكد و تعبدها موروثي و اعمال تكراري و بي‌روح در نيايد و در تغيير شرايط اجتماعي و اقتصادي از حركت بازنايستد.
وي خاتميت، كلي بودن احكام اسلام و اهداف آن، ابدي بودن و جاودانگي اسلام، همگاني و جهاني بودن، جامعيت، كمال و همه جانبگي را از دلايل ضرورت و اجتهاد در منطق اسلام عنوان كرد.
وي «منطقة الفراغ» را به عنوان يك سازوكار دروني دين عنوان كرد كه موجب جاودانگي دين، حفاظت از محدوده‌ي احكام الهي و عدم تغيير در محدوده‌ي «منطقة الفراغ» با توجه به مصلحت‌هاي موهومي و جلوگيري از تغيير احكام الهي مي‌شود.
وي تاكيد كرد: كساني كه به دلايل مختلف از جمله اغراض سياسي، اخباري‌گري، خلط بين احكام تشريعي و حكومتي و... قلمرو «منطقة الفراغ» را محدود كرده‌اند، در حقيقت موجبات ناكارآمدي دين‌را فراهم نموده‌اند.
وي تصريح كرد: وجود «منطقة الفراغ» اين امكان را فراهم مي‌كند كه احكام اسلامي توانايي نظام‌سازي را بدست آورند و چنانچه در موارد مختلف مانند (جزيه، خراج، زكات و خمس) دستورالعمل‌هاي اجرايي به عنوان احكام ابدي و ثابت تلقي مي‌شود، هرگز ساختن نظامي پايدار ممكن نخواهد بود.
دكتر «محمد فاروق النبهان» رييس دارالحديث الحسنيه‌ي رباط در سخناني در خصوص «نقش تجدد در بارورساختن انديشه‌ي اسلامي» گفت: تاثير تجدد، توجه به فقه واقع‌گرايانه‌اي است كه مسايل جديد و نوين در جامعه را كه حقوق و قضاي اسلامي در صدد صدور حكم درباره‌ي‌آنهاست، مورد بررسي قرار مي‌دهد؛ مسايلي كه قبلاً درباره‌ي آنها حكمي صادر نشده يا به دليل دگرگوني‌هاي شرايط و تغييرات زمان و مكان احكامشان بايد دستخوش تغييراتي گردد، بويژه در مسايلي چون تلقيح مصنوعي، مسايل سرمايه‌گذاري و اسناد مالي.
وي هم‌چنين دومين تاثير تجددگرايي در بارورسازي انديشه‌ي اسلامي را، جداسازي انديشه‌ي اسلامي از عوامل منفي مكاني و زماني كه باعث دور ساختن آن از منابع اصلي و سرچشمه‌هاي ناب مي‌گردد دانست كه در قرآن و سنت‌نبوي جلوه‌گر است. دكتر النبهان خاطرنشان كرد: تعصب‌هاي ناپسند مذهبي از مهمترين عوامل منفي است كه دريچه‌هاي آزادي انديشه را بسته و به فرقه‌گرايي، جبنه‌ي تقدس بخشيده است.
وي تاكيد كرد: خطر آن‌جاست كه كساني به اجتهاد و فتوا بپردازند كه بدون داشتن چنين صلاحيتي و تنها براي جلب نظر عامه‌ي مردم و كسب وجهه‌اي نزد ايشان و با فراموش كردن مسئوليتي كه در اداي اين امانت نزد خدا دارند، عهده‌دار آن شوند.
مولانا «محمد عزيز الحق» انديشمند و دبير كل حركت وحدت اسلامي بنگلادش در مطالبي با عنوان «اصالت و همراهي با زمان در فقه اسلامي» و با اشاره به اين كه شريعت اسلامي پاسخ‌گوي همه‌ي مشكلات فردي و اجتماعي انسان‌هاست، گفت: متاسفانه در حال حاضر علما از جهت كسب دانش‌هاي بشري از كتاب و سنت كوتاهي كرده و در عرصه‌هاي اجتهاد چنان عقب مانده‌اند كه مسايل نوينِ بي‌پاسخ مانده، فراوان شده و نسبت به دين خدا و اين شريعت رباني، حرف و حديث‌هاي زيادي بر زبان‌ها افتاده است.
وي يادآور شد: در حال حاضر اختلاف‌ها و درگيري‌هاي مربوط به حل مسايل و مشكلات معاصر، علاوه بر عدم حل عادلانه و درست آنها در پرتو شريعت اسلام نيز افزايش يافته است.
انديشمند بنگلادشي تصريح كرد: بدون شريعت اسلامي، بشريت به تباهي و هلاكت كشانده مي‌شود، در حالي كه خداوند متعال گستره‌ي وسيعي را به مسلمانان واگذار كرده است كه در آن تحقيق و تامّل كنند و در معناي واژه‌ها و احكامي كه در قرآن آمده است، انديشه نمايند.
دكتر «سيد فرمان حسين» رييس بخش شيعه‌شناسي دانشگاه عليگر هند در سخناني درباره‌ي فقه سياسي، اجتماعي و فقه عام از نظر ثبات و تغيير، گفت: شاخصه‌هاي‌فقه سياسي در قرآن مجيد عبارتند از: «قانون فقط از آن خداست. همه‌ي مردم برابرند، از بين بردن ظلم و فتنه، اطاعت از خدا و رسول و اولوالامر. احترام به زندگي انساني و پرداختن به امور مسلمان‌ها و ديگر انسان‌ها.»
وي افزود: در زمان غيبت امام زمان (عج) مردم بايد يكي از سه راه اجتهاد، احتياط و يا تقليد را انتخاب كنند و در حل مسايل جديد لازم است از فقيه عادل تبعيت كنند.
در اين كنفرانس «محمد علي سادات حسيني» در سخناني با عنوان «نقش منطقة الفراغ در نظام سازي ديني و بررسي موردي نظام اقتصادي» گفت: «منطقة الفراغ»، محدوده‌اي است كه دين در آن محدوده، احكام «الزامي، جوبي يا تحريمي» ندارد، هر چند كه حكومت ديني در آن محدوده داراي احكام الزامي باشد.
وي با اشاره به اختلافات و تغييراتي كه در نظام مالي اسلام در تعيين مقدار ماليات، چگونگي مصرف آن و اختيارات حكومت اسلامي وجود دارد، افزود: پارامترهاي متعددي ؛ از جمله تاثيرات زمان و مكان، ميزان درآمدهاي دولت و مردم و... در مقدار ماليات و چگونگي مصرف آن وجود دارد، هر چند كه اصل پرداخت ماليات از احكام ثابت و ابدي اسلام است.
دكتر «محمد منصور نژاد» محقق حوزه و دانشگاه در سخناني درباره‌ي «هرمنوتيك و نسبت آن با دين» گفت: هرمنوتيك (Hermeneutics) در لغت به معناي هنر يا علم تأويل است و ريشه‌ي مشترك كلمات مربوط به هرمنوتيك نيز با نام «هرمس» به يكي از خدايان يوناني باز مي‌گردد كه سه وجه مورد تاكيد او از فعل هرمينويين عبارت است از «بيان كردن با صداي بلند، توضيح دادن همچون تبيين و ترجمه كردن.» وي با اشاره به اين كه بحث از تاويل در فرهنگ اسلامي سابقه دارد و كلمه‌ي هرمنوتيك نيز از ابتدا بر علم تاويل دلالت داشته است، افزود: در كتاب لغت به ترتيب چهار معنا براي تاويل آمده است: «مرجع و عاقبت، سياست كردن، تفسير و تدبير وانتقال از معناي ظاهري لفظ به معناي غير ظاهر.»
وي در بيان انواع هرمنوتيك خاطرنشان كرد: از نظر «شلاير ماخر» علم هرمنوتيك به فن فهم تعبير شده و فهم در مقام فن، عبارت است از: دوباره تجربه كردن اعمال ذهني مولف متن و عمل فهم، عكس تصنيف است؛ زيرا فهم از بيان ثابت آغاز مي‌شود و به حيات ذهني باز مي‌گردد كه بيان از آن برخاسته بود.
دكتر منصور نژاد در خصوص هرمنوتيك به عنوان پايه‌اي براي علوم فرهنگي گفت: شارح اين نگرش «ويلهام ديلتاي» آلماني است كه به حداقل رساندن دغدغه و نگراني براي بازيافتن مؤلف متن، و گسترش هرمنوتيك به منظور تحت پوشش قرار دادن تمام صورت‌هاي جلوه‌ها، مظاهر و كنش‌هاي فرهنگي است. كوشش آنها براي كاربرد منطق فهم به عنوان فعاليتي منحصر به علوم فرهنگي و تلاش براي تحقق فهم در نظريه‌ي ساختار ماهيت انسان است. وي سومين رويكرد هرمنوتيك را به عنوان تاملي بر شرايط فهم كامل عنوان كرد كه «هايدگر» ـ پيش‌روي اين نگرش ـ معتقد است كه وجود انسان ساختاري هرمنوتيكي دارد كه تمامي تفاسير خاص و موضعي ما را در بر مي‌گيرد.
محقق حوزه چهارمين رويكرد هرمنوتيك را به عنوان رويه‌اي تحليلي و واسطه‌اي خواند كه براساس آن تحليل و توضيح و در صورت امكان حل موضوعات ادراكي راجع به تبيين و تفسير در متون مختلفي كه با آن سروكار دارد، بناي پيوندهاي منطقي بين معنا، حقيقت و اعتبار، كشف كاربردهاي هنجارين متنوع زبان و معين كردن آنچه تقريباً عقلانيت و غير عقلانيت معنا مي‌دهد، بويژه هنگامي كه مربوط به مساله‌ي نسبي‌گرايي است. وي در خصوص ارتباط بين دين و هرمنوتيك گفت: اين مساله به سه زير مجموعه‌ي مقدمات و مقومات تفسير متون، كتاب مقدس و هرمنوتيك و اسلام و هرمنوتيك تقسيم مي‌شود.
وي درباره‌ي مقدمات و مقومات تفسير متون خاطرنشان كرد: دانشمندان، اين موضوع را به پنج مساله‌ي اصلي تقسيم كرده‌اند كه عبارتند از: پيش فهم يا پيش دانسته‌ي مفسر و دوره‌ي هرمنوتيكي، علايق و انتظارات هدايت كننده‌ي مفسر، پرسش از تاريخ و آنچه پديد آورنده‌ي متن مي‌خواسته مخاطبان بفهمند (با رويكردهاي بررسي معناي تحت اللفظي واژه‌ها و جمله‌ها، بررسي نقش پيام، هدف جدي متكلم و تاثيري كه متن بر جاي مي‌گذارد) كشف مركز معناي متن و ترجمه‌ي معناي متن در افق تاريخي مفسر.
دكتر منصور نژاد با بيان ارتباط بين كتاب مقدس و هرمنوتيك گفت: هرمنوتيك خاستگاه غربي و ريشه در تاويل كتاب مقدس يهوديان و مسيحيان دارد. وي افزود: رواج لفظ هرمنوتيك از قرن هفدهم به بعد است، اما عمل تفسير متن و نظريه‌هاي تاويل ديني، ادبي، حقوقي به عهد باستان باز مي‌گردد.وي سه خاستگاه را براي هرمنوتيك در مسيحيت مطرح و خاطرنشان كرد: خاستگاه اول كشف رابطه‌ي بين عهد عتيق و جديد بود، خاستگاه دوم رمزگشايي از معناي مصايب، مرگ و رستاخيز در كلام حضرت عيسي(ع) و خاستگاه سوم كه در مرحله‌ي هرمنوتيك نوين است به معني پرده برداشتن از پيام است.
وي در خصوص اسلام و مساله‌ي هرمنوتيك گفت: برخي از تفاسير، هرمنوتيك را مي‌پذيرند، عده‌اي آن را قبول ندارندو گروهي نيز تفسير هرمنوتيكي را بصورت مشروط قبول دارند. ايشان با اشاره به تاييد تفسير هرمنوتيكي از سوي مجتهد شبستري به نقل از وي خاطرنشان كرد: تفسير متن به منظور فهم آن بر سه نگرش استوار است: درست فهميده شدن هر متني، تنها با تفسير آن ممكن است، لذا از هر متني مي‌توان تفسيرهاي متعددي ارايه داد، چرا كه هر متني وجوه متعدد دارد و اين كه بايد معناي درست متن را تشخيص داد، آن را توجيه كرد و تفسيرهاي نامناسب و معاني نادرست را كنار گذاشت.
وي نظرات سروش رامشابه مفروض شبستري دانست، چرا كه سروش نيز معتقد است: «مفسران وحي اسلامي هميشه براساس پيش فهم‌ها، علايق و انتظارات خود ازكتاب و سنت به تفسير آن پرداخته‌اند.»
وي در تشريح نظر مخالفان تفسير هرمنوتيكي در اسلام با اشاره به اين كه طرفداران اين ديدگاه، نگرش هرمنوتيكي و مفسّرمداري را دراسلام نفي مي‌نمايند، افزود: آيت الله «جعفر سبحاني» نيز معتقد است كه ما مؤلف مدار هستيم نه مفسر مدار و متن مدار، چرا كه متن مداري با مقاصد پديد آورنده سروكاري ندارد.
وي با اشاره به اين كه برخي از متفكران اسلامي تفسير هرمنوتيكي را به طور مشروط مي‌پذيرند، افزود: محمد علي الحسيني معتقد است كه هرمنوتيك اسلامي با نوع غربي آن تفاوت دارد و نام آن را هرمنوتيك توحيدي مي‌گذارد كه منظور تفسيري است كه مفسر در آن دخالت دارد، به شرط آن كه به قواعد و ضوابط تفسيري مورد قبول خود پاي‌بند باشد. ايشان مساله‌ي پيش‌فرض‌ها، فرار از دام مغالطه‌ي مفهومي، تفاوت قرآن از عهدين و تاثير آن بر نگاه هرمنوتيكي و رابطه‌ي اقسام نصوص و هرمنوتيك را از مباحث مورد توجه در بررسي رابطه‌ي هرمنوتيك با تاويل و تفسير عنوان كرد و در توضيح «فرار از دام مغالطه‌ي مفهومي» گفت: از آنجا كه هرمنوتيك در يك پروسه‌ي زماني، معاني متعدد و متفاوتي را پذيرفته و از تاويل و تفسير نيز در نگرش‌هاي اسلامي برداشت همساني وجود ندارد، بايد مشخص شود، كداميك از معاني هرمنوتيك با كداميك از معاني تاويل و تفسير، مورد مقايسه قرار مي‌گيرد.
«محمد سالاري» محقق، در كنفرانس بين‌المللي وحدت اسلامي با سخناني در خصوص «هرمنوتيك ونسبت آن با انديشه‌ي اسلامي» گفت: مباحث تفسيري در ميان مسلمين شعبه‌ي جداگانه‌اي از علوم اسلامي را تشكيل نمي‌دهد و عرفا و فلاسفه با ديد استقلال، در تفسير نگاه نكرده‌اند.
وي افزود: در غرب همين كه تفسير از حوزه‌ي مباحث الهيات و عرفان كنار گذشته شد و خود به استقلال، موضوعيت پيدا كرد، محتاج نظرياتي گرديد تا صورت جديد آن را تبيين و اصول آن را روشن كند.
وي خاطرنشان كرد: تطبيق هرمنوتيك با مباحث نظري مسلمانان به تطبيق با اصول و مباني تفسير قرآن منحصر مي‌شود، اما بايد ديد در اسلام منظور از تفسير چه بوده و مفسران، علما و فلاسفه در اين خصوص چه گفته‌اند.
سالاري گفت: مي‌توان تفسير را شرح ظاهر عبارت و محلّ نزول آن و تاويل را رجوع دادن به معنايي كه از ظاهر آن فهميده نشود، دانست.
وي با اشاره به اين كه خاستگاه هرمنوتيك در غرب است و مغرب زمين، متون مقدسِ ويژه‌اي دارد كه با متن قرآن متفاوت است، افزود: معناي وحي نيز از جمله مباحثي است كه بين اسلام و مسيحيت متفاوت است. وي يادآور شد: در غرب با توجه به وجود مطالب فراوان نامعقول در كتاب‌هاي مقدس و توجيه عقلاني نداشتن برخي از آن‌ها، برخي برآنند كه اين مشكل را به گونه‌اي متفاوت حل كنند.
وي با طرح اين پرسش كه آيا براي فهم قرآن مي‌توان از اصول عمومي فهم استفاده كرد، به نقل از حضرت امام (ره) پاسخ مي‌دهد، بله؛ زيرا در واقع هدف علم اصول فقه، طراحي قواعد عام براي فهميدن درست است تا جايي كه حجّيت متني را ثابت كند و يا مفهوم آن را دريابد و جايگاه آن را در مقايسه با ساير نصوص رسيده، تعيين كند.
ايشان با اشاره به اين كه حضرت امام (ره) معتقد است: معناي تفسيركتاب آن است كه شرح مقاصد آن كتاب را بنمايد و نظر مهم، بيان آن (منظور صاحب كتاب) باشد، افزود: نظر امام (ره) شبيه ديدگاه ديلتاي در هرمنوتيك است كه كار خود را در زمينه‌ي هرمنوتيك متمركز به شناخت نيت مؤلف كرد و اين تشابه مهمي است.
وي خاطرنشان كرد: از نظر حضرت امام(ره) اگر تفسيري شواهد كافي براي شناخت صاحب كتاب فراهم آورده باشد، از اعتبار كافي برخوردار است و اين «اعتبار» تفسير كه در هرمنوتيك مطرح است، در اصول فقه به عنوان «حجيّت» از آن ياد مي‌شود و يكي از مباحث حجيّت، حجيّت ظواهر است.
وي در پايان يادآور شد: به اعتقاد حضرت امام (ره) قطعي بودن يك حكم وقتي ممكن است كه فهمي «معتبر» يعني «داراي اعتبار» از آن ممكن باشد و «با فهم عموم درست بيايد.»
در ادامه‌ي اين همايش دكتر «سوران كردستاني» كارشناس مسايل ديني، در سخناني تحت عنوان «اسلام ازتاويل گرايي تا هرمنوتيك» با تاكيد بر بررسي هرمنوتيك فلسفي از سوي مسلمانان گفت: از آنجا كه ادعا مي‌شود درهرمنوتيك فلسفي مي‌توان بر مبناي تئوري‌هاي نوينِ زبان‌شناسي و بويژه فرضيه‌ي تاريخي بودن زبان، و در نتيجه ناپايداري معنا، به تفسير و تاويل آيات قرآني پرداخت، دراين صورت چگونه مي‌توان در آنِ واحد به مفاهيم ثابت و معاني جاودانه‌ي آموزه‌هاي اسلامي نيز پايبند بود، به چه شيوه‌اي مي‌توان اين پارادوكس را توجيه وتحليل كرد؟
وي افزود: هر گاه از يك متن واحد درزمان‌هاي مختلف بتوان معاني متفاوتي استنباط كرد، اگر متن مورد نظر قرآن باشد، چگونه مي‌توان براساس فهم‌هاي متفاوت در عين پايبندي به مجموعه‌اي بنيادين و ثابت، موسوم‌به اصول و فروع دين، به معناي حقيقي آن نيز پي برد.
دكتر كردستاني گفت: هرگاه پيام ديني بطور كامل و شفاف براي پيروان آن قابل درك نباشد و يا اگر پيام‌هاي اساسي و معاني بنيادين منبعث از متون ديني مبتني بر فهم پيروان آن باشد، پس جنبه‌ي هدايت‌گري دين را چگونه مي‌توان توجيه كرد؟
وي با طرح اين سوال كه آيا مي‌توان سامانه‌ي فكري هرمنوتيك فلسفي را متناسب با آموزه‌هاي قرآني پي‌ريزي و بازسازي كرد؟ افزود: سامانه‌ي هرمنوتيك فلسفي متناسب با انديشه‌ي اسلامي، تنها در مسير فهم پذيري تكاملي در بستر اصول اساسي و لايتغير وحياني مي‌تواند هدايتي جاودانه و معنويتي تكامل يابنده را براي جهانيان به ارمغان آورد.
در ادامه‌ي كنفرانس «محمد باقر سعيدي روشن» پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه‌ي اسلامي درباره‌ي «هرمنوتيك و نسبت آن با انديشه‌ي اسلامي» گفت: معرفت ديني در غرب با مباني و روش معرفت شناختي تجربي و نيز متون مصطلح ديني آنان مرتبط است كه نوشته‌ي انسان‌هاي معمولي و فاقد مضمون و محتوي آن است، اين نوع معرفت ديني با نوع معرفت ديني مسلمانان تفاوت اساسي دارد، كه از لحاظ مبناي معرفت شناختي «عقل، فطرت و وحي» را نيز از مجاري بشر دانسته و از لحاظ متنِ ديني، عين سخن خدا را لفظاً و معناً در اختيار دارد.
وي افزود: ماهيت تفسير متن ديني باز توليد و كشف خواسته‌ها و پيام‌هايي است كه خداوند براي هدايت و تعالي انسان فرستاده است، نه معنا بخشيدن به متن، از اين رو براي پروژه‌ي تفسير دقيقاً همانند اكتشاف، خواصي در طبيعت نهفته است كه با نگاه سطحي شناخته نمي‌شود، اما عالمان طبيعت‌شناس هزاران خاصيت آن را در مي‌يابند.
وي يادآور شد: خصوصيات ذهني مفسّر، ميزان معلومات، پرسش‌ها، تيزبيني‌ها، فراست و انگيزه‌هاي دروني او در چگونگي فهم ديني وي موثر است، اما با اين همه ميان پيش دانسته و پيش داوري‌هاي ناشي از تمايلات دروني تفاوت است. وي تاكيد كرد: وقوع اختلاف و تفاوت در فهم‌ها هرگز اين نتيجه را نمي‌بخشد كه دست يابي به مقصود حقيقي متنِ قرآن ناممكن است. نكته‌ي مهم جست‌وجوي در علل و عوامل اين اختلافها است، چرا كه پاره‌اي از تفاوت فهم‌ها ناشي از تفاوت‌هاي فكري خود مردم از يك سو و ويژگي‌هاي قرآن از سوي ديگر است.
وي در پايان يادآور شد: نسبت گرايي در معرفت ديني و قول به عدم امكان دسترسي به فهم مطابق با واقع ـ كه ريشه در معرفت‌شناسي تجربي دارد ـ رسواترين نوع سفسطه و نوعي آنارشيسم فكري است كه پيش از هر چيز، خود ويرانگر است و با پذيرش آن، اعتبار خودش از ميان مي‌رود